نیا باران
نیا باران زمین جای قشنگی نیست
من جنس زمینم خوب می دانم
که گل در عقد زنبور است ولی سودای بلبل دارد و بال پر پروانه را دوست می دارد
نیا باران پشیمان می شوی ازآمدن
زمین جای قشنگی نیست
در ناودانها گیر خواهی کرد
من از اهل زمینم خوب میدانم
که اینجا جمعه بازار است
ودیدم عشق را در بسته های زرد کوچک نسیه دادند
در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند
در اینجا شعر حافظ را به فال کولیان در به در اندازه می گیرند
نیا باران زمین جای قشنگی نیست...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 10:35 توسط مهتــاب
|