خسته ام پینیکیو

اینجا آدمها دروغهای شاخدار می گویند

بعد دماغ خود را جراحی پلاستیک میکنند!!!




ما عــادت کـردیـم وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم ،

تمام که شد و بـه تـیتـراژ رسـید

دسـتـگاه رو خـامــوش مــی کـنـیـم...

یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم .

مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســانی

کــه زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا می کشن نـمی بـیـنیم ،

ما فـــقـط کــســانـی رو دوســت داریـم بـبـینـیم

کــه بــرامـون نـقـش بــازی مـی کـنن!



تمام نیمکتهای پارک دو نفره اند...
بی خیال...

به درخت تکیه میدهم...

فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود ...

 از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه میکنیم !!


در سرزمین من هیچ کوچه ای

 به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی … 

بن بست ها اما فقط زنها را می شناسد انگار...

در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها

تنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند...

اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست

تخت های زایشگاهها اما پر از مریم های درد کشیده ای است

که هیچ یک ، مسیح را آبستن نیستند ...


به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛

 به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.

 وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!


متاسفانه بعضی ها هستند که :

بی غذا ، دو ماه دوام می آورند ؛

بی آب ، دو هفته ؛

بی هوا ، چند دقیقه ؛
و
بی "وجـــدان" ، خـیلی...

باد با چراغ خاموش کاری ندارد

اگر در سختی هستی , بدان که روشنی . .